تبليغاتX
شبنم تنها
شبنم تنها
دوست داشتن... جمعه یازدهم خرداد 1386 13:16

اگه کسي رو دوست داشته باشي ، نمي توني تو چشماش زل بزني ، نمي توني دوريش رو تحمل

 

 کني ، نمي توني بهش بگي چقدر دوسش داري ، نمي توني بهش بگي چقدر بهش نياز داري ،

 

براي همينه كه عاشقا ديوونه مي شن...

زندگي چيست ؟ اگر خنده است چرا گريه ميکنيم ؟ اگر گريه است چرا خنده ميکنيم ؟ اگر مر گ

است چرا زندگي مي کنيم ؟ اگر زندگي است چرا مي ميريم ؟ اگه عشق است چرا به آن نمي

رسيم ؟ اگه عشق نيست چرا عاشقيم؟؟؟

اگرکليد قلبي را نداري قفل نکن.به چشمان کسي نگاه نکن اگردروغ خواهي گفت.به کسي سلام

نده اگر خداحافظي درپيش است.دست کسي را نگيراگررها خواهي کرد.به کسي نگو دوستت

دارم اگرديگري در فکرت است...

شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را

قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم...

اگر مي خواي صد سال زندگي کني من مي خوام يه روز کمتر از صد سال زندگي کنم چون من

هرگز نمي تونم بدون تو زنده باشم

اگر تو خواستي قبل از من بميري بهم بگو که مي خواي يه دوست رو هم همراه خودت ببري يا نه؟

درکویرسردعشق این سخن را بامن بخوان مرگ تو مرگ من است پس تمنا می کنم هرگز نمیر!

 

 

نوشته شده توسط شبنم(تنها) | موضوع: | لينک ثابت |

رنج تنهائی بهتر از گدائی محبت است دوشنبه هفتم خرداد 1386 0:52

                  چه زود فراموش شدم

 

تنهایی رنجیست عجیب

 

دوستای خوبم مثل اینکه تنهائی من تمومی نداره

 

وقتی میبینم هرکدوم از دوستای خوب من هروز با

 

دوستاشون در ارتباطند به اونا غبطه میخورم شایدم

 

حسودیم میشه  دلم میخواست برای شما دوست خوبی

 

باشم ام مثل اینکه من در جمع شما دوستای خوب جایی

 

ندارم.

 

هیچکدوم از شما حتی بعداز مدتها سراغی از من نگرفتید

 

ام باز از همتون ممنونم شمارا دوست دارم وبه یادتان خواهم بود

زیبا جونم که خیلی خیلی دوسش دارم

 

آلنوش عزیز

 

شبنم گلم

 

آقا میثم

 

وعلی آقا 

 

خدا حافظ 

 

 

قاصدكم غم دارم

غم ‌آوارگي و دربه دري

غم تنهايي و خونين جگري

قاصدك واي به من ، همه از خويش مرا مي رانند

همه ديوانه و ديوانه ترم مي خوانند

صباي من ، غم ها در دل من غم هاست

مهد و گهواره من ماتم هاست

قاصدك دريابم ، روح من عصيان زده و طوفانيست

آسمان دلم بارانيست

قاصدكم غم دارم

غم به اندازه سنگيني عالم دارم

قاصدكم غم دارم

غم من صحراهاست

افق تيره او ناپيداست

قاصدك ، ديگر از اين پس منم و تنهايي

و به تنهايي خود در هوس دريايي

قاصدك زشتم من ، زشت چون چهره سنگ خارا

زشت مانند زوال دنيا

قاصدك حال گريزش دارم

مي گريزم به جهاني كه در آن زشتي نيست

مي گريزم به جهاني كه مرا نا پيداست

شايد آن نيز فقط يك روياست

قاصدكم غم دارم ، به خدا غم دارم

 

نوشته شده توسط شبنم(تنها) | موضوع: | لينک ثابت |

میمیرم یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386 1:1

  آسمون دل من ابی نیست ---------- دل من ازعاشقی خالی نیست

  بی کس وتنهام ولی --------- تنهاییم عالمیست

تنهایی رنجیست عجیب ----------- اما دلم مایوس نیست

   فردا از این دنیا میرم ---------- اما کسی پیشم نیست

مرده که تنها نمیشه ----------- مردن دوای تنهاییست

 

نوشته شده توسط شبنم(تنها) | موضوع: | لينک ثابت |

آرزو سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386 0:33

شعر نهفته ديدم
تورو مثه گل سرخ تازه تازه ديدم
چو دانه هاي شبنم
خنك مثه سحرگاه
صدف ميشم به دورت
اي مرواريد دريا

آتش عشق رو چهرت
سرخي لاله داره
هميشه از نگاهت
مهربوني ميباره

تو كه رو منبر عشق
به سجده گاه نشستي
پرستش يگانه
خداي خود نشستي

برو از خودش بپرس
از خود خدا بپرس
برو از خودش بپرس
از خود خدا بپرس
كه من چه قدر دوست دارم
مثه خدا دوست دارم
قدر خودش دوست دارم
ديوونه وار دوست دارم
عاشقونه دوست دارم
قدر خدا دوست دارم


عشقه منو باور كن
حرف منو باور كن
حقيقت صداي
قلب من و باور كن

براي ابراز عشق
اندازه ي نداشتم
اگر كردم جسارت
من چاره ي نداشتم

برو از خودش بپرس
از خوده خدا بپرس
برو از خودش بپرس
از خوده خدا بپرس
كه من چه قدر دوست دارم
مثه خدا دوست دارم
قدر خودش دوست دارم
ديوونه وار دوست دارم
عاشقونه دوست دارم
قدر خدا دوست دارم


وقتي نگات ميكردم
شعر نهفته ديدم
تورو مثه گل سرخ تازه تازه ديدم
چو دانه هاي شبنم
خنك مثل سحرگاه
صدف ميشم به دورت
اي مرواريد دريا

آتش عشق رو چهرت
سرخي لاله داره
هميشه از نگاهت
مهربوني ميباره

تو كه رو منبر عشق
به سجده گاه نشستي
پرستش يگانه
خداي خود نشستي

برو از خودش بپرس
از خوده خدا بپرس
برو از خودش بپرس
از خوده خدا بپرس
كه من چه قدر دوست دارم
مثه خدا دوست دارم
قدر خودش دوست دارم
ديوونه وار دوست دارم
عاشقونه دوست دارم
قدر خدا دوست دارم

 

 

نوشته شده توسط شبنم(تنها) | موضوع: | لينک ثابت |

عشق بورز سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386 0:23

به كسی عشق بورز كه لايق عشق باشد نه تشنه عشق.چون تشنه عشق روزی سيراب ميشود

------------------------------------

سعی کن به خاطر کسی که دوستش داری، غرورت رو از دست بدی. ولی مواظب باش که بخاطر غرورت کسی رو که دوستش داری رو از دست ندی.

----------------------------------

ازم پرسيد منو بيشتر دوست داری يا زندگی تو؟ خوب منم راستش رو گفتم، گفنم زندگيمو!

----------------------------------

ازم نپرسيد چرا؛ گريه كرد و رفت اما نمی دونست كه اون خودش زندگيمه

--------------------------------

اگه كسی ديونه ات بود، عاشقش باش. اگه عاشقت بود، دوستش داشته باش. اگه دوستت داشت، بهش علاقه نشون . اگه بهت علاقه نشون داد فقط يك لبخند بزن.

---------------------------------

بهترين دوست اگه نيستی، لااقل بهترين دشمن باش، غمخوارم اگه نيستی، لااقل بزرگترين غمم باش، هرچه هستي بهترين باش، چون بهترين ها هميشه در خاطر مي مانند، پس در خاطرات بدم بهترين باش!

--------------------------------

حتی عاقلترین مردمان نیز زیر بار سنگین عشق خم می شوند اما به راستی عشق به سبکی و لطافت نسیم خوش است.

---------------------------------

عشق يعنی اميد، يعنی طراوت باران، يعنی سفيدي برف، يعنی ساز زندگی و لبريز از خوشی،و عشق يعنی راز زيستن!

------------------------------

اون روزا که تنها بودی گم شده ی دريا بودی، قايقت رو شکسته بود، تنت نهيف و خسته بود،

فانوس درياييت شدم، عاشق اهوراييت شدم، گذشتم از هر هوسی تا تو به مقصد برسی

----------------------------

هميشه برای کسی بخند که ميدونی به خاطر تو شاد ميشه... واسه کسی گريه کن که ميدونی وقتی غصه داری و اشک ميريزی برات اشک ميريزه... براي کسی غمگين باش که در غمت شريکه... عاشقه کسی باش که دوستت بداره!

نوشته شده توسط شبنم(تنها) | موضوع: | لينک ثابت |

حسرت دیدار دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 19:20

حسرت دیدار

میدانی امروز چندمین بار است که به آسمان خیره شدم مگر نگفتی مرا در روز جمعه دیدار میکنی

به شرط آنکه برای دیدنم دعا کنی . حال که آمدم اما خبری از تونیست . اولین جمعه نیست که آمدم

. منتظرت ماندم کم کم آسمان نیز از نگاه من شرمسار شده است و نمی داند چگونه به من بفهماند که این    

هفته هم تو نمی آیی . سرخی نگاهش را باور می کنم چون همانند زخم دلم هر دفعه  بیش از قبل 

 قرمزمی شود . کبودی چشمان منتظرش را باور دارم که می خواهد مرا به سکوت وا دارد . اما دیگر

تا به کی می توان سکوت کرد ؟ نمی دانم خدا برای چه انتظار کشیدن را آفرید مگر نمی دانست

که   من طاقت انتظار کشیدن را ندارم . آفتاب کم کم جای خود را به ماه میدهد . اما من نمی توانم

جای خود را به کس دیگر دهم یا به انتظار دیدار تو می مانم و یا در حسرت دیدار تو با این

زندگی وداع خواهم گفت . 

نوشته شده توسط شبنم(تنها) | موضوع: | لينک ثابت |

فقط یک بار دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 19:18

فقط یک بار به دنیا می آیی ,

فقط یک بار خداوند زندگی را به تو هدیه می کند;

اما ,در سرایی دیگر همواره خواهی بود;

اگر این فرصت یکباره را از دست دهی , چه خواهی کرد؟

گرچه یکبار به دنیا می آیی اما یادت باشد که هر صبح , تولدی دوباره

است . تولدی از خود, با خود و به دست خود .

 

سخنی با حافظ :

مطرب عشق عجب ساز ونوایی دارد

                                 نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد

عالم از ناله ی عشاق مبادا خالی

                                 که خوش آهنگ و فرح بخش صدایی دارد

پیر دردی کش ما گرچه ندارد زرو زور

                                 خوش عطا بخش و خطاپوش خدایی دارد

نوشته شده توسط شبنم(تنها) | موضوع: | لينک ثابت |

بارش عشق دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 19:17

دوش در حلقه ما قصه ی گیسوی تو بود

                                                    تا دل شب سخن از سلسله ی موی تو بود

دل که از ناوک مژگان تو در خون میگشت

                                                    باز مشتاق کمان خانه ی ابروی تو بود 

عالم از شور وشر عشق خبر هیچ نداشت

                                                      فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو بود

                                  

نوشته شده توسط شبنم(تنها) | موضوع: | لينک ثابت |

به نام نگارنده ی زیبا یی ها دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 19:12
 

به نام نگارنده ی زیبا یی ها

برای تو ناچار همنشینی خواهد بود که هرگز از تو جدا نمیگردد با تو دفن

میشود در حالی که مرده ای و او زنده است . این همنشین تو اگر

شریف باشد تو را گرامی خواهد داشت و اگر شریف نباشد تو را به

دامان حوادث می سپارد . آنگاه آن همنشین با تو محشور می گردد و در

رستاخیز با تو برانگیخته می شود و نو مسئول آن هستی . پس دقت

کن همنشینی که انتخاب میکنی نیک باشد زیرا اگر او نیک باشد مایه ی

 انس تو خواهد بود و در غیرت این صورت موجب وحشت تو

می گردد .

" آن همنشین کردار توست

نوشته شده توسط شبنم(تنها) | موضوع: | لينک ثابت |

آدم چه جوری باید باشه؟!؟!؟ دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 19:2
آدم چه جوری باید باشه؟!؟!؟
 
_اگه سربزیر و متفكر و توي خودش باشه، مي گن: افسردگي داره‌، روانيه، سيماش قاطيه!

_اگه بگو و بخند و شاد و شنگول باشه، مي گن:دلقكه،هجوه!

_اگه چاق و اضافه وزن داشته باشه، مي گن: شكموئه، پرخوره، مال مفت تور كرده!

_ اگه لاغر و جمع و جور و ميزون باشه، مي گن: كنسه، نخورده، حمال وارثه!

_اگه از حقش دفاع كنه و زير بار زور نره، مي گن: جنجاليه، با همه دعوا داره، خروس جنگيه!

_اگه از حقش بگذره و گذشت كنه، مي گن: بي عرضست، حيف نون و دست و پا چلفتيه!

_اگه اهل تحقيقات و كتاب باشه، مي گن: اينو، واسه ما شده آقاي مطالعه! زيادي بچه مثبته!

_اگه با عيالات متحده‌ش مشكلي نداشته باشه،مي گن: زن ذليله، زن نگرفته، شوهر كرده! 

_اگه مرد سالار و حرف، حرف خودش باشه، مي گن:انگار كلفت آورده

_اگه دست به جيبش خوب باشه و به مردم كمك كنه، مي گن: پول پارو مي‌كنه، اهل بند و بسته!

_ اگه اهل بريز و بپاش و ولخرجي نباشه، مي گن: پولهاشو انبار مي‌كنه، جون به عزرائيل نمي‌ده!

_ اگه زبون باز و متملق و چاخان باشه، مي گن: معاشرتيه، فوق‌العاده‌ست، دوست داشتنيه!

_ اگه راست و درست و بي‌كلك باشه، مي گن: هيچي نمي‌شه،به درد لاي جرز مي‌خوره!

  * شما بگو ببينم، پس آدم بايد بالاخره چه جوري باشه كه يه جوري نباشه؟؟!!

نوشته شده توسط شبنم(تنها) | موضوع: | لينک ثابت |

لينك باكس پنگوين Penguin Linksbox


 
Copyright © 2006 - Site bus: شبنم(تنها) & Designer: Hessam Sedaghati